تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

4

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

شمّ تاريخى و زبان‌شناسى خود در آنچه تحقيق كرده تقريبا سخن آخر را گفته است جز در مواردى كه كتيبه‌ها و مواد تازه پيدا شده چهرهء مطالب را كاملا تغيير داده باشد . مطالبى كه نولدكه دربارهء گاه‌شمارى ساسانيان نوشته است همچنان معتبر است و علىرغم بعضى ايرادات ، تحقيقات بعدى صحت آن را تأييد كرده است . اساس اين كتاب نولدكه قسمت ساسانيان تاريخ طبرى است كه مهم‌ترين مأخذ معتبر و منسجم قديمى در اين موضوع است . نولدكه اين قسمت را به آلمانى ترجمه كرده و ملاحظات و تحقيقات خود را به صورت تعليقات در پاورقىها ذكر كرده است و همين پاورقيها است كه به عنوان مهم‌ترين و اساسىترين تحقيقات دربارهء ساسانيان شناخته شده است . تخصص اصلى نولدكه زبان‌شناسى زبانهاى سامى بود ولى از زبانهاى ايران قديم و فارسى نيز آگاهى عميق داشت . اما زمينهء تحقيقات خود را در زبانهاى سامى مخصوصا عربى و عبرى و سريانى قرار داده بود و فقط پيش‌آمدى سبب شد كه اين شاهكار تحقيقات تاريخى را به وجود آورد : دوست بسيار نزديك او دخويه خاورشناس نامى هلندى درصدد نشر تاريخ طبرى برآمد و براى اين كار از خاورشناسان نامى معاصر خود يارى جست و تصحيح و تحقيق هر قسمتى را از يكى از آنان خواستار شد و از دوست خود نولدكه نيز درخواست كرد كه تصحيح قسمتى را به عهده بگيرد . نولدكه سالها پيش يكى از شاهكارهاى خود را به نام « تاريخ قرآن » منتشر كرده و كتابى نيز در تاريخ زندگانى حضرت رسول انتشار داده بود ولى ديگر به اين قسمت از تاريخ طبرى و نيز قسمت زندگى انبيا توجهى نداشت ؛ و چون چنان كه گفتيم زبانهاى قديم ايرانى و فارسى را مىدانست تصحيح قسمت ساسانيان را به عهده گرفت و بر طبق روش خود چنان در اين كار به غور و عمق فرورفت كه نتيجهء مطالعات و تحقيقات خود را به صورت تعليقاتى بر تاريخ ساسانيان طبرى در پانصد صفحه در 1879 م منتشر ساخت و تصحيح متن عربى آن در 1882 م جزو تاريخ طبرى منتشر شد . هرچند اين كتاب مهم در مغرب زمين مورد توجّه و عنايت فراوان واقع شد ، به علت ناآگاه بودن علما و مورخان ما در ايران ناشناخته ماند تا آنكه دانشمندانى مانند شادروانان محمد قزوينى و سيد حسن تقىزاده در اروپا با آن آشنا شدند و در نوشته‌هاى خود از مطالب آن ياد كردند . [ آن مرحوم ] علاقهء زيادى داشت كه اين كتاب به فارسى ترجمه شود تا هم‌وطنان ما با يكى از آثار عميق فرنگيان دربارهء تاريخ ايران آشنا گردند و اين كار را با حسن ظن زيادى كه به من داشت از من خواستار شد . من ، بىخبر از اشكالات فراوان اين كار و از ناتوانى خود ، اين كار را پذيرفتم ولى موانع و عوائق بسيارى پيدا شد كه بازگو كردن آن را در اينجا مناسب نمىبينم . چاپ اين كتاب ابتدا به عهدهء وزارت فرهنگ و هنر و بعد به عهدهء انجمن آثار ملى گذاشته شد و استادان دانشمند و مديران علاقه‌مند عضو انجمن با نهايت محبت از آن استقبال